X
تبلیغات
لرستان شناسی

+ نوشته شده توسط مبین در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 و ساعت 17:31 |

تال(کمانچه لری)

تحقیقی ازسید رسول صدریه

مناطقي كه تال در آنها نواخته مي شود


 ساز تال را در همه مناطق استان لرستان مي نوازند ولي تمركز بيشتري رادر شهرهاي خرم آباد , بروجرد , دورود و اليگودرز شاهد هستيم . اين ساز مختص قوم لر و لك مي باشد . در بعضي از مواقع ديده شده كه اقوام بختياري هم از آن استفاده مي كرده اند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مبین در شنبه بیست و سوم دی 1391 و ساعت 11:18 |
میشک و گروه

مین   یه  دشت  گپ  و وسیع    که تا  چَش کار میکِرد  بیابو  بی  ,  تک درختی دِ  گذشته های دیر  دیر  سر و زیر؛ مئنی   و جا  . .بعددِ گذشت  سالیا  ,   جَئنِسه   وا   دُشمنیا   ,  وا باد    وا بارو   وا تش بریق     وا    روزگارو    تک  وتئنیا  مئنی  وِ جا   . چنو ریشه زئی د ِ  مین  خاک  ,  دِ    مین ای دشت  زلال    شاید نوک ریشه ش می رسس   زیر و زیر تا     لو   گلال   ...

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مبین در دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 و ساعت 17:30 |
تصاویر زیبا از لرستان




















ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مبین در دوشنبه دوم بهمن 1391 و ساعت 18:52 |
مختصات: °۴۸٫۳۵۳۸شرقی °۳۳٫۴۸۷۱شمالی (نقشه) برای دیگر کاربردها، لرستان (ابهام‌زدایی) را ببینید. لرستان مرکز خرم‌آباد مساحت ۲۸٫۲۹۴ کیلومترمربع جمعیت (۱۳۸۵) ۱٬۷۵۴٬۲۴۳ نفر [۱]. تعداد شهرستان‌ها ۱۰ شهرستان منطقه زمانی IRST (گرینویچ+۳:۳۰) -تابستان (دی‌اس‌تی) IRDT (گرینویچ+۴:۳۰) زبان(های) گفتاری گویش‌های لری، لکی استان لرستان یکی از استان‌های غربی ایران است. این استان ۲۸٫۲۹۴ کیلومتر مربع مساحت و بیش از یک میلیون و هفتصد و پنجاه و چهار هزار نفر جمعیت دارد[۱]. این استان سیزدهمین استان ایران از نظر جمعیت می‌باشد و یکی از استان‌های پرجمعیت ایران به شمار می‌رود.خرم‌آباد مرکز استان است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مبین در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 و ساعت 17:29 |

ضرب المثل های لری

 ترجمه

 کنايه

 وختی نهات بیا دنونت د گلما میشکیه

وه سره زمینه سرد ننشسیه

و سر کچل مه دلاکی یاد گرتی

 وا سایه خوش بازی میکه

 وه هر سازی مویی تا باوازم

 وه سونگه مه گا هیله امسا بی  دو بیر رتم

 وا ایی سر وا قور نمی رری

 وعده سر خرمو نه نی

وه ریشه دار نزه

هر که ده میدو نی دو دو میکشه     

 وقتی نخواد بیاد دندون  توی مایه پنیر میشکنه

روی زمین سرد ننشستی

با سر کچل من دلاکی یاد گرفتی

 با سایه خودش می رقصه

 با هر سازی بگی می رقصم

 به امید ماده گاو امسال بدون دوغ ماندم

با این سر توی قبر نمی ری

 وعده سر خرمن نده

به ریشه درخت نزن

هر کس تو میدان نیست دو تا دو تا میکشه

کم شانسی  و بدبیاری بعضی آدمها

 بی تجربه ی ناآزموده

منت گذاشتن 

      انسان های بی ارزش

سازگاری و انعطاف 

امید بستن به انسان ها و چیزهای بی ارزش

خودخواهی

وعده بی پایه

احتیاط

نا آگاهی انسانها  و بی تجربگی آنها

+ نوشته شده توسط مبین در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1391 و ساعت 8:53 |

دِنو رو (آش دندونی)

     دِنو رو (DENO= دندان  ، RO= روییدن، یا همان آش دندونی بدون ماش و پیاز )در واقع نوعی سوپ یا آش لری است که به نشانه شادی از روییدن اولین دندان کودک پخته می شود و برخی از مردم لرستان بر این باورند که اگر این آش به هنگام درآوردن دندان کودکی پخته نشود وی در بزرگسالی دچار دنو ریچه (دندان قروچه) خواهد شد.

    دنورو را اغلب در زمان مشخص و معینی همراه با جشن و شادی می پزند و پخت آن بیش تر جنبه آیینی دارد. زمانی که اولین دندان نوزاد خانواده ای شروع به رشد کند ، دنورو را پخته و به همسایه ها هدیه می دهند و در قبالش هدیه ای به منزله  آرزوی صحت و سلامت نوزاد دریافت می کنند.

مواد لازم : 

نخود

200 گرم

لوبیا

200 گرم

عدس

200 گرم

باقلا

200 گرم

گندم

200 گرم

نمک

به مقدار لازم

نحوه پخت و پز:

       تمامی درکه دو ها  ( DERKEDO= بنشن گندم ، نخود ، لوبیا ، عدس و...)اعم از  نخود ، لوبیا ، عدس و باقلا و گندم  را جداگانه در ظروفی بمدت ۲۴ ساعت در آب می خیسانیم تااثرات نفخ انها کمتر شود. شب قبل از پخت نیز تمامی این مواد را با اضافه نمودن کمی نمک روی حرارت کم بصورت نیم پز آماده می کنیم.

     صبح قابلمه ای را پر از آب نموده و همراه با نخود و لوبیای نیم پز شده روی اجاق با حرارت کم می گذاریم تا خوب پخته شوند. پس از آنکه لعاب مواد ما بدلیل پخت روی مواد را گرفت و کمی از آب انها تبخیر شد ، عدس و باقلا را نیز به مواد داخل قابلمه خود اضافه کرده و روی حرارت کم می گذاریم تا به همراه دیگر مواد پخته شوند. در انتها گندم را به همراه مقداری کمی نمک داخل ظرف غذا ریخته و روی حرارت اجاق می ریزیم تا کاملا پخته و جا بیفتد.

آبگوشت لری گُولَه ریزه

+

وسایل و مواد آشپزخانه در لرستان

             گوًله ريزه (گلوله ريز) درواقع خوراك گوشت قلقلي با آب است كه البته چاشني هاي برنج خرد شده  و آرد گندم و سيب زميني هم از جمله موادي است كه به اين آبگوشت لري طعمي ويژه و فوق العاده اي مي بخشد.

مواد مورد نياز آبگوشت لري :

گوشت چرخ كرده      ۵۰۰ گرم
 برنج نيم دانه     ۱۰۰ گرم
آرد گندم    ۱۰۰ گرم

روغن 

۱۰۰ گرم
سيب زميني   ۲ عدد بزرگ
رب گوجه   ۳ قاشق غذاخوري
نمك و زرد چوبه       به مقدار لازم

            طرز تهيه آبگوشت لري : رب گوجه و نمك و زرد چوبه را داخل قابلمه با روغن مخلوط نموده و پس از اضافه نمودن يك ليتر و نيم آب به آن ، مايع مربوطه را روي حرارت كم اجاق به آرامي هم مي زنيم تا كاملا بجوش بيايد.

             براي درست كردن گلوله هاي ريز(گله ريزه) آبگوشت ابتدا گوشت چرخ كرده را با نيم دانه هاي برنج و آرد گندم و نمك و زرد چوبه خوب ورز داده و با هم مخلوط مي كنيم . سپس از ماده گوشتي اماده شده  گلوله هاي گوشتي كوچكي را بشكل دايره جدا نموده و به آرامي به آب در حال جوشمان اضافه مي كنيم تا بصورت نيم پز در ايند.

           در انتها سيب زميني ها را پس از گرفتن پوستشان بصورت خلال هاي بزرگ خرد كرده و داخل قابلمه مي ريزيم تا همراه با حرارت كم با گوشت ها پخته شوند.بعد از ۳۰ دقیقه آبگوشت لري آماده حردنه نوش جونتو.

وسایل و مواد آشپزخانه در لرستان

فارسی

لری

بشقاب

دوری

کاسه

جومیله

قاشق

کَمچَه

قابلمه

پاتیل

آبکش و صافی چوبی

تی ژه

دیس و سینی بزرگ

مجمه

رنده

رنه

غربال

وژنگ

الک

آرد ریز

جای روغن حیوانی

هی زه

محل نگهداری آرد

تاپو

صندوق نگهداری خشکبار

یخ دو

محل درست کردن آتش(اجاق)

تژگاه

پارچ

تونگ

وسیله پخت نان

تاوه - ساج

وسیله نکهداری خمیر

پینه دو

دم کن

تَکَلَه

هاون

هوین

پلو

سر تی ژه ای

کته

مَکَش

غذاهای آبکی و گرم

آش آو

باقلا

باقِلَه

عدس

نوژی

نخود

نُخه

لوبیا

لوَه

گندم

گَنُم

گردو

گرده کو

چغندر

چونَر

شلغم

شه لم

بادمجان

بایم جو

تربچه

تُرپ

پونه

پینه

زردچوبه

آلت زر چووه

زعفران

زَفِرو

بلی ماس(ماست بلوط)

بلی ماس

مواد مورد نیاز:

  • بلوط            نیم کیلو
  • ماست           یک کیلو
  • روغن           ۱۰۰ گرم
  • نمک و پونه     به مقدار لازم

           بلوط ها را بمنظور پوست گرفتن داخل آتش می اندازیم تا مغز ان برشته شده و با پقه ای پوست بترکاند. در این حالت بلوط ها را از اتش بیرون اورده و مغز آنها را از پوست جدا می کنیم.

بلوط

        مغز های برشته شده بلوط ها را آسیاب نموده و با مقداری نمک و پونه و روغن حیوانی کمی تفت می دهیم و سپس انها را داخل ماست می ریزیم . بلی ماس اماده سرو است .

آبگوشت لری (دوگوله دودار)

آبگوشت لری

مواد آبگوشت لری 

  • گوشت آبگوشتي                            ۵۰۰ گرم
  • نخود و لوبيا سفيد                           ۲ پيمانه
  • بادمجان سرخ كرده                         ۲ عدد
  • پياز بزرگ                                   ۱ عدد
  • سير                                           ۴ حبه
  • كشك                                          ۲۵۰  گرم
  • نمك و زردچوبه و نعنا خشك               به ميزان لازم
  • روغن مايع                                    به ميزان لازم 

 روش پخت 

     نخود و لوبيا را از شب قبل خيس كنيد و هنگام پخت غذا، آب آن ها را خالي كنيد و بشوييد.گوشت، نخود، لوبيا سفيد، نمك، پياز خرد كرده و حبه هاي سير را با ۵ پيمانه آب خوب بپزيد.پس از اينكه يك ساعت از پخت آبگوشت گذشت، زردچوبه را بريزيد و نيم ساعت مانده به پايان پخت آبگوشت، بادمجان هاي سرخ شده راهم اضافه كنيد. در آخر، كشك را اضافه كنيد تا چند جوش بزند.كمي نعنا داغ درست كنيد و در آبگوشت بريزيد. وقتي آبگوشت كاملا جا افتاد ، آب آن را در ظرف هاي جداگانه بكشيد. گوشت، بادمجان، لوبيا و نخود را نيز با هم بكوبيد و با سبزي خوردن و نان سنگك سرو كنيد.

      به اين آبگوشت به زبان محلي " دو گوله دودار" گفته مي شود و در فصل سرما بسيار طرفدار دارد و از نظر مواد لازم براي بدن بسيار غني و در عين حال، خوشمزه و دلچسب است.

+ نوشته شده توسط مبین در سه شنبه بیست و ششم دی 1391 و ساعت 8:36 |
لرستان
شاعر:ایرج رحمانپور

آسمو بَه وار

(آسمون ببار)
آسمو بَه وار ،بَه وار وِ ایل دل تنگ
(آسمان ببار ببار بر  ایل دل تنگ)
رخت نو عروسِن دِ نیلِ سیا ، چی دِووار می کِنَن رنگ
(که لباس تازه عروس را همچون سیاه چادرها  می کنند رنگ)
چی کنیم ،چی نکنیم، اَفتِئو نِشینَه
(هر چه کنیم آفتاب بالاخره غروب میکند)
گُل دس براری درو بی، وه داس ؛ داس کینَه
(گل دوستی را درو می کننند با داس کینه)
دخترو جنگ نَکی تو، بیایت ریم وِ حُونَه
(دختران (ایل) جنگ نکنید و بیایید بریم به خونه)
تشهِ باروت و وَشتِ گُولَه سوختِموونه
 (آتش باروت و گلوله بارون سوزاندمان)
آسمو بَه وار، بَه وار دِلیان بَشوریم
(آسمان ببار ببار تا دلهامان را بشوریم)
دُنیانِه بَگردیمو دوس به جوریم
(دنیا را بگردیم و دوست بجوریم)
وِرکِنه گُل ،بَریزه باد بهاری
 (گلها شکوفه کنند و بوزد باد بهاری)
بَکاریمو بَپاشیم تومِ بِراری
(بکاریم و بپاشیم بذر برادری)


 
نیلِ ( NIL) = ماده ای است رنگی
وَشتِ (VASHT) = باران تند و شدید
وِرکِنه (VER KANE)= روشن کردن آتش ، به هوا پریدن، از دیوار بالا رفتن
توم (TOM)=بذر و تخم گیاه

+ نوشته شده توسط مبین در شنبه بیست و سوم دی 1391 و ساعت 14:16 |


معاني نام  برخي از طوايف و اسم مكان ها در لرستان

لري

معني و مفهوم

خورمووه

خورمآوه

(خرم آباد)

     از دو بخش «خور»(khor) به معني خورشيد و« موه» يا «ماوه»   به معني «ماه» تشكيل شده و به محلي اتلاق مي شده كه در آن به وسيله خورشيد ماههاي سال را در قلعه شاپور خواست (12 برجي ) مشخص و به ديگران اعلام مي كردند . برخي نيز واژه «خرمووه» را با تلفظ كنوني به معني محل طلوع خورشيد از پس كوههاي سفيدكوه (جاييكه خورشيد می آید یا مي شود- خورمووه) و«خورمآوه» را  سرزمین خورشید وآب و آباداني نیز می خوانند.

وروگرد

ورويِرد

(بروجرد)

              از دو كلمه «ورو » ( که برخي معتقدند همان  «بر او» است ) به معني «بهرام» و «گرد» (به معني دايره يا شهر) تشكيل شده و به معني « بهرام گرد» يا «شهر بهرام» مي باشد (بعضي آن را به معني « بر گرد او » يا «بر او گرد» يا همان «وروگرد» مي دانند و معتقدند هنگام حكمروائي بهرام در لرستان ؛سپاهيان و مردم منطقه در بروجرد « برگرد او»  جمع شده و لذا وجه تسميه بروجرد از براوگرد مي باشد ) .

در اوستا بهرام به معني « پيروزمند و كشنده دشمن » ابتدا بشكل verehragna  يا ورتهرغن بكار رفته و با توجه به اصل موجز شدن كلمات به مرور زمان  و تبديل برخي از آنها در زبان شناسي ، حرف اول و آخر «ورتهرغن»   ( و- ن) به مرور زمان به (ب-م) تبديل  و «ورهرام»  به «بهرام» مبدل شده است . «ورهرام» در گويش لري بصورت «ورو» تلفظ و بكار برده شده است . قلب «ن» به «و» در زبان لري بسيار متداول است ( « تهران» كه در لري به آن «تيرو» گفته مي شود) .

ملاير

    از دو كلمه «مل» (mal = مال و خانه ) و «آير» (Ayer= آتش ) تشكيل شده لذا ملاير (مال آير ) را بدلیل داشتن آتشگاه بزرگی (از دو هزار سال پیش به این سو) به معني سرزمين آتش ویا آتشكده خوانده یا نامیده اند.  

افرينه

(آبشار افرينه)

Afrina          يا افرينه  نام آبشار بسيار زيبائي در لرستان مي باشد . واژه اَفرَنكه وَنت (afrangehvat) و همچنين اَفرَجيَمن (Afrajyyama) در اوستا به ترتيب به معني « آب زا و آب دهنده » و « هميشه روان و خشك نشونده» بكار برده شده است .

چگني

         نام منطقه اي واقع در غرب خرم آباد كه شامل دهستانهاي سرآب دوره ؛ ناوه كش و چگني است . در دوره آقا محمد خان قاجار و رضا خان گروهي از چگني ها به ترتيب به  قزوين و گروهي ديگر به شرق مازندران و شمال خراسان تبعيد و يا مهاجرت نمودند.

- در اوستا كلمه چَگ ( chag)  به معني « جستجو كردن » آمده و واژه « چَگوَنه (chagvanh) به معني كاوشكر و آرزو كننده بكار رفته است . واژه چَيَنگه (chayangah)  به معني «آگاهي؛ آشتي و آرامش انديشه » بكار برده شده است.

رش

رشنو

رشوند

           يكي از طايفه هاي« دشي نو بيرانوند» بنام «رش»(Rash) و نام خانوادگي برخي از مردم در لرستان نیز « رشنو» مي باشد . در اوستا و كتب پهلوي نام فرشته دادگستر رشنو  (Rashnu) ذكر شده و يشت دوازدهم اختصاص به وي دارد . روز هيجدهم هر ماه به نگهباني اين فرشته سپرده شده است.

چو هور سپهرآورد روز رش

ترا زندگي باد پدرام و خوش                  (فردوسي)

 

در آمد در آن خانه چون بهشت

بروز رش از ماه ارديبهشت                   (عنصري)

در مزديسنان سه فرشته «مهر و سروش و رشن» به داوري روز واپسين گماشته شده اند . واژه «رش» در لكي و كردي به معناي «سياه» بكار رفته است اما در منابع كهن اين واژه به معني «عادل و دادگر» مي باشد

ويسي يو

(ويسيان)

              واژه «ويس»(veis) در اوستا به معني اسم مكان  دهكده ؛ روستا و كوي و همچنين فعل «مطیع و سر بفرمان بودن» بكار رفته است . در نوشته هاي بيستون «ويس» (vis) به معناي« خاندان» و «عشيره» مورد استفاده قرار گرفته . در زبان روسي« وِس»(ves)  به معني دهكده و مكان مسكوني  مي باشد .

بالاگريوه

 منطقه اي واقع در بخش پاپي است .گريوه  اگر چه در زبان لري به معني گريه و فغان مي باشد اما در اوستا واژه «گريوه» (Griwa) به معني گردنه (كوه) ؛ جاي تنگ و باريك  و لانه جانور درنده ذكر شده است .

سگوند

سيكوند

ساكي

سپه

سپهوند

ساكها (سكاها يا اسكيت ها) از قبايل ايراني زباني بوده اند كه از قرن هفتم  قبل از ميلاد تا قرون 4 و 5 بعد از مبلاد در آسياي ميانه تا كرانه هاي درياي شمال و درياي سياه زندگي مي كردند. يونانيان از اين قبايل بنام «اسكيت » و «سرمت» ياد كرده اند. در سنسكريت از آنها بنام «شكا» (shaka) و در چيني بنام « سك» (sek- كه بعدها تبديل به «سي» (sai) شد) نام برده اند. سكاها ؛مادها و پارسيان باستان مشابهت هاي زباني بسياري داشته اند.

قبل از استقرار سكاها در ناحيه كرانه درياچه هامون (قرن دوم قبل از ميلاد) ناحيه سيستان كنوني بنام «ذرانگيانا» خوانده مي شد كه بعد حضور سكاها بنام ايشان «سكستان» (سرزمين سكاها) ناميده شد. در قرون وسطي به اين ناحيه «سجستان» و سپس به آن «سيستان» گفته شد.

نام برخي از سرداران سكائي از نام سك يا سگ چون اسپاكا(Spaca) به معني «سگ نر»  گرفته شده است . نام دايه كوروش بزرگ نيز «اسپاكو» (Spaco ) به معني «سگ ماده»  بوده است  . برخي از نويسندگان فارسي واژه هاي سپاه و سگ را به معني  شجاع و جنگجو  خوانده و آنها را يكي قلمداد نموده اند.

واژه «سگ» در زبان اوستائي و مادي بگونه «سپكه» (Spaka) و در پارسي باستان بنام «سكه» در زبان روسي «ساباكه» در تاتي «اسپا» و در طالشي «سپه» گفته مي شود.

           سكاها خود را آشكودا(ushkuda) مي ناميدند و يكي از پادشاهان آنها بنام «پارتورا» در كشور «اشكوزا» حكومت مي رانده است كه بسيار شبيه اسامي و نامهاي  اشكاني و پارتي است. اشكانيان خود را «كتك خوتاي» (كدخداي) مي ناميدند و اين نام  را به معني پادشاه بزرگ بكار مي بردند. هنوز هم يكي از تيره هاي طايفه سكوند(سگوند) در لرستان بنام «كت خدا» معروف مي باشند.

 

+ نوشته شده توسط مبین در شنبه بیست و سوم دی 1391 و ساعت 14:13 |
نقاشی های غار دوشه یا دوشاه

(لرستان در گذرگاه زمان و تاریخ )

حمید ایزدپناه

     دوشه نام کوهی است در جنوب دهکده ای به نام « کافر و مسلمان» واقع در بخش چگنی که هم مرز با منطقه ی کوهدشت است و دنباله کوه های «سرسرخن » و فرهنگ « همیو» یا همیان و میرملاس باید باشد . داستان نام آن را نیز می گویند . این مرز میان سرزمین دوشاه بود که هریک از آنها بر بالای این کوه برای خود دژی ساخته بودند.

     بخشی از بالای این کوه آهکی با گذشت زمان و فرسایش طبیعی فروریخته و غاری پیدا شده است . چون سقف بر کف غار ریخته بود ، هیچ چیزی از آن نمی شد فهمید مگر با برداشتن سنگ و خاک کف آن .

نقوش ، بر دیواره سنگی و ناهموار غار نقاشی شده اند . با فروریختن سقف ، دیده شده اند. با این حال در برابر مستقیم عوارض طبیعی قرار نداشتند . این نقش های بسیار زیبا را نیز ، نخستین بار من معرفی کردم . مجموعه ی این نقوش در واقع سرگذشتی را بیان می کردند . بر زمینه ی برخی از آنها ، نقش های هم زمان با میرملاس و به رنگ اخرائی داشته است . سپس پس از هزاره ها ، این نقاشی ها با رنگ سیاه بر روی آنها کشیده اند.

یک صد و ده نقش گوناگون به رنگ سیاه بر روی دیوار غار دوشه نقاشی شده بود . زیباترین آنها ، صحنه ی رزمگاهی است به اندازه ۵۵ در ۸۰ سانتی متر که بر روی آن نقش ۱۸ نفر سوار و ۱۹ نفر پیاده با تیر و کمان و تیردان و گرز و آلات جنگی دیده می شد:

شماری از این نقش ها در حالی که تصویری سایه ای هستند و پرداخت رخ و چهره سازی ندارند . ولی حالت های آنها بسیار زیبا و گویا است . برای آگاهی بیشتر به جلد دوم کتاب آثارباستانی و تاریخ لرستان ، چاپ سوم ، ۱۳۷۶ صفحه ۱۷۳ تا ۱۷۷ مراجعه شود.هنوز بررسی های علمی و تاریخ گذاری درباره آنها انجام نشده است . ولی شاید بتوان نقاشی های به رنگ سیاه غار دوشه را نیز از آثار کاسیان در این دوره به حساب آورد. این نقاشی ها بر روی نقش های کهن تری که با رنگ اخرایی و هم زمان نقوش هومیان می باشند ، نقاشی شده اند.


با اندوه خبر داده اند که در این سال ها ، گروهی یا کسی و با جه هدفی ، دیواره های غار دوشه را با مواد منفجره ویران کرده و بسیاری از این نقاشی ها و آثار را نابود کرده اند . جز افسوس خوردن چه کاری توانم کرد .

به یاد می آورم یکی از روزهای اول تابستان ۱۳۴۷ خورشیدی را که وقتی یکی از روستائیان مهربان متوجه شد من به دنبال یافتن آثار فرهنگی لرستانم ، با مهربانی و افتخار ، به من نشانی این غار و نقش های آن را داد . در آن روز گرم با یاری یکی از اهالی ، به دیدن آن شتافتم و باز روزی که آقای بهرام طولابی که از مالکان و معاریف با فرهنگ دهستان « کافر مسلمان» هستند و زمان تحصیل در کلاس های دبیرستان ، معلم او بودم . چند بار که برای بررسی و عکس برداری می رفتم با شوق و ذوق مرا همراهی کردند و باز به یاد می آورم وقتی که گزارش این کشف را به شادروان استاد محمد تقی مصطفوی دبیر انجمن آثار ملی دادم ، باخوشحالی آن را رخدادی مهم برای تاریخ هنر ایران و در ردیف آثار همیان و میرملاس دانست . وحالا می شنوم کسانی از روی نادانی و سودجوئی این آثار را که یادگاری از گذشته فرهنگی ماست ، چنین آسان نیست و نابود می کنند . کاری که مغولان هم نکردند، چیزی برای گفتن ندارم جز اندوه ، چرا؟؟؟

+ نوشته شده توسط مبین در شنبه بیست و سوم دی 1391 و ساعت 14:10 |


Powered By
BLOGFA.COM